بخش های اصلی سایت
جمهوری اسلامی ایران
پست ویژه
دانلود موزیک ها در کانال تلگرام MusicBerooz@ ربات موزیک یاب تلگرام BaritmBot@
  • علیرضا آذر و کسری احدیان تاریک خانه
    دانلود آهنگ جدید و   با دو کیفیت
    Download New Music Ft
    دانلود آهنگ + در ادامه مطلب …

    دکلمه / موزیک جدید و زیبای تاریک خانه از علیرضا آذر

    متن آهنگ علیرضا آذر و کسری احدیان به نام تاریک خانه :

    ما دو تا ذره ی بنیادی عالم بودیم
    ما دو تا ماده ی تاریک در آغوش مکان
    ما دو خورشید دو منظومه ی شمسی بودیم
    ما دو تک یاخته ی مُرده در ابعاد زمان
    ما دو تا رود در اندیشه ی دریا نشدن
    ما دوتا زلف گره خورده ی پاپیج به هم
    انسداد دو رگ از قبل تپش های تنش
    ما دوتا صفر گلاویز دو تا هیچ به هم
    ما دو شن ریزه ی پرتیم در اندام کویر
    ما دو تا قطره ی باران وسط دریاییم
    ما دو تا ما دوتا شاخه خشکیم در ابراز تبر
    ما دو بیهوده ولی خوب بهم می آییم
    دکلمه :
    شهریارم که تب سیزدهم کشت مرا
    در نمایی خفه از پنجره پشت سرم
    سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر
    من خود آن سیزدهم که از همه عالم به درم
    نحسی سیزدهم از منِ من دور شوید
    با من انگار فقط خانه به دوشی مانده
    چه کسی بود مرا در رگ خط ها نشنید ؟
    و مهم نیست که من آن ور گوشی مانده
    غربت سیزدهم یاد من و یاد تو هست
    اشک دریاچه شد اما قدش از سر نگذشت
    هرکسی رفت و به ناحق به قضاوت برگشت
    بگذارید بفهمند که اینگونه گذشت
    از تو باید بنویسم که تو تعبیر منی
    پس که در خواب من اینقدر تقلا کرده
    هر چه در خواب طلب کرد به دستش دادند
    چه کنم شمش طلا خرج مطلا کرده
    از چه باید بنویسم که قبولش بکنی ؟
    از چه باید بنویسم که مسافر نشوی ؟
    به چه سوگند دهم تا که بمانی در من ؟
    چه بگویم که گُل فصل مجاور نشوی ؟
    تا تو بر تاب نشستی این نوسان من را برد
    شب جلو رفتی و فردا به عقب برگشتی
    و تو هر بار رسیدی پسِ گوشت گفتم
    عشق مو بافته ی من چه عجب برگشتی …
    های بانو اگر از مهلت فردا بروی
    یا من از عشوه ی لامذهب امشب بروم
    یا تو از آمدن تاب بی افتی به زمین
    یا من از لرز پس از پنجره از تب بروم
    یا اگر زخم بریزند و مداوا نکنند
    چه کسی مانده ی مارا ببرد دور کند ؟
    تَن شب تابی ما روی زمین باد شود
    نور ما شهر هزار آینه را کور کند
    تا که این تاب جلو رفت و جلو رفتو جلو
    از منو عاقبت و هستی من دور شدی
    من به پشت سر این واقعه محکوم شدم
    تو به آن دورترین دامنه مجبور شدی
    قبل از آن اوج قسم دادمت ای عشق بمان
    و تو فریاد زدی باز که برخواهم گشت
    پشت سر داد کشیدم قَسمت کو
    گفتی به خدای شب آغاز که برخواهم گشت
    دوربین را وسط باغ نشاندم که اگر
    روی حرفت ننشستی سندی رو بُکنم
    بنشینم تک و تنها سر خلوت سر صبر
    توی تنهایی خود نقل هیاهو بکنم
    ما دو تا آینه ی روشن رو در روئیم
    بین ما حادثه عشق به تکثیر نشست
    ما دو آرایش جنگیم ولی پشت به هم
    هیچ رزمی کمر هیبت ما را نشکست
    ما دو تا رود در اندیشه ی دریا نشدن
    ما دو تا زلف گره خورده ی پا پیج هم
    انسداد دو رگ از قبل تپش های تنش
    ما دوتا صفر گلاویز دوتا هیچ به هم
    ما دوتا ذره ی بنیادی عالم بودیم
    ما دوتا ماده تاریک در آغوش مکان
    ما دو خورشید دو منظومه شمسی بودیم
    ما دو تک یاخته ی مرده در ابعاد زمان
    ما دو تا جبر به ماندن دو نفر مجبوریم
    ما دو تا حکم ثلیثیم دو باید بشویم
    ما دو ماه قبل هر آن چیز دو تا روز ازل
    شاید این بار نرفتی و مردد بشوی
    ما دو شن ریزه ی پرتیم در اندام کویر
    ما دوتا قطره ی باران وسط دریاییم
    ما دوتا شاخه خشکیم در ابراز تبر
    ما دو بیهوده ولی خوب بهم می آییم

    تکست دکلمه علیرضا آذر و کسری احدیان – تاریک خانه

    نه در این شعر که من در همه ی گفتن هام
    عاجز از رفتن و ماندن متحیر ماندم
    و تو هر بار در این بیت به پایان رفتی
    دوربین را به فراسوی تو می چرخاندم
    دوربین را به فراسوی تو میچرخاندم
    همچنان دور تو را دور تو را می دیدم
    ماه من بودی و در دشت که می چرخیدی
    ماه من بودی و دنبال تو می چرخیدم
    آهِ ناجور کشیدی نگذارم بروی
    قسمم دادی و من مانع رفتن نشدم
    از غرورم چه بگویم که چه جاها نشکست
    گریه کردی بروی دست به دامن نشدم
    اولین حربه زن هاست نفس های عمیق
    بعد از آن مات شدن مثل وقار تندیس
    بعدش آرام شدن حرف شدن بغض شدن
    آخرین حربه زن هاست دو تا گونه‌ی خیس
    از کدامین رخ تزویر مرا می نگری؟
    از کدامین در جادو به تو بر می گردم ؟
    وقتی از کوچه ی معشوقه ی ما دور شدی
    از پس حنجره ای تار نگاهت کردم
    تازه بعد از تو به خود آمدم و فهمیدم
    که چه اندازه به دنیای تو وابسه شدم
    آینه فحش بدی بود مرا می فهمید
    که چقدر از خودمو سوختنم خسته شدم
    پس از این بیت منو آینه در یک قابیم
    او همه ریزترین زیر و بمم را بلد است
    آینه حرف بزن حرف بزن برزخی ام
    من ندانسته بدم آینه دانسته بد است
    ای دهان دره ی بی حال کسالت آور
    بعد ظهر سگی و لحظه ی بی حوصلگی
    خشم بی خود به خود و خود خوری و زخم و خراش
    جمله های مرض آلود و سراسر گلگی
    ای شروع شب نفرت شب زنجیر به دست
    ای تکاپوی سر هیچ به یغما رفتن
    جمله های پس و پیش ای قلم شطح به دست
    از دل شعر به آئین معما رفتن
    ای تمام هیجانات جهان در ید تو
    منطقی نیست تو باشی و من از دست روم
    که تو از کوره دهی دور به آدم برسی
    من از این شهر زبان بسته به بن بست روم
    ای فرو خرده ی بغض همه ی ثانیه ها
    جُور این ساغر لبریز سخن را تو بِکش
    من بریدم به فنا رفتم و نابود شدم
    دور این جن زده را دایره ی ورد بکش
    ای کماندار بزن، تیر مرا می طلبد
    ای تبر دار بکوب عاقبتش می افتم
    یک نفر نیست فقط زود خلاصم بکند ؟
    نکشی میکشمت باش ببین کِی گفتم

    آهنگ علیرضا آذر و کسری احدیان تاریک خانه

    داشتیم از غزلی دور بهم میگفتیم
    در دل قاب دو همراه دو تا دست به دست
    پشت گوشش همه ی سیزدهم را گفتم
    قصه را اه کشیدم دل آینه شکست
    به فنا رفتم و رفتم که تو را شرح دهم
    نشد از تو بنویسم تو به من منگنه ای
    من زمین میخورم و باز تو را میجنگم
    یکه تازی قدری مخمسه را یک تنه ای
    با توام عشق ببین باز تو را می خوانم
    با توام دور نشو شعر پدر سوخته ام
    تو به فحشم بکشی یا نکشی حرفی نیست
    من در این مرحله دندان به زبان دوخته ام
    غم رو راست ترین رابطه ها در من بود
    با تو هم عشق مرا دست خیانت نسپار
    بین این مردم عاشق کش معشوقه فروش
    مگذارم مگذارم مگذارم مگذار
    من که آرایش و دوردانه ی خِلقت هستم
    هر که مارا طلبد از ید یاهو بخرد
    باید از جان گذری تا به اتاقم برسی
    هرکه طاووس پسندد غم هندو ببرد
    دوربین داشت به هر سمت تو سر می چرخاند
    دوربین داشت تو را از همه دورت می کرد
    عمق تنهایی تو از تو به تو بیشتر است
    دوربین داشت تو را زنده به گورت میکرد
    بر سر کوچه نشستی و به تصویر کشید
    دیدت افسار به دستی و به تصویر کشید
    عهد را باز شکستی و به تصویر کشید
    و دگر عهد نبستی و به تصویر کشید
    کاش آنجا که تو رفتی غم عالم می رفت
    کاش این غربت جمعی همه با هم میرفت
    تا به دنبال تو این عالم و آدم میرفت، به درک
    پشت تو نامحرم و محرم میرفت
    می توانستم از این پنجره پرواز کنم
    آخرت بودم و می شد خودم آغاز کنم
    میشد این عشق سگی را به تو ابراز کنم
    نشد آخر که تو را سیر برانداز کنم
    نشد آخر که از آن حوصله ی تنگ روم

    آهنگ علیرضا آذر و کسری احدیان تاریک خانه

    چاره مرگ است که از ناحیه ننگ روم
    باید از این سرطان تهمت پر رنگ روم
    باید از سیطره ی حضرت خرچنگ روم
    خانه تاریک شده تا که تو ظاهر بشوی
    بلکه این بار نخواهی که مسافر بشوی
    باعث حجرت مرغان مهاجر بشوی
    نه کمی دورتر از فصل مجاور بشوی
    وسط خانه ی تاریک تو را میدیدم
    آن ور دوری نزدیک تو را می دیدم
    در تَن هر رگ باریک تو را می دیدم
    و پس از عطسه ی شلیک تو را میدیدم
    نور قرمز شب روشن شدن خاطره ها
    پرده ها را بکشانید که این پنجره ها
    نور لجباز نتابند به این پرتره ها
    گور بابای تمام گره ها برگره ها
    وقت ظاهر شدنت بود هلاکم کردی
    تازه فهمیدم از این عکس مرا کم کردی
    مصلحت بود از این خاطره پاکم کردی
    پای آن تاب مرا زنده به خاکم کردی
    ناگهان پشت سرم در نزدی در وا شد
    بعد عمری عصف و حال بدی در وا شد
    پس از انگار غروبی ابدی در وا شد
    رنگی از نور به تصویر زدی در وا شد
    خنده ای داغ زدی و بدنم سوخت که سوخت
    تکمتا تکمتن و پیرهنم سوخت که سوخت
    واژه تاول شد و لحن سخنم سوخت که سوخت
    عکس ها را چه کنم؟ فکر کنم سوخت که سوخت

    آهنگ علیرضا آذر و کسری احدیان تاریک خانه

  • تاريخ: ۱۳۹۶/۰۱/۱۳
  • دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر و کسری احدیان بنام تاریک خانه (موزیک + دکلمه)
    امتیاز: 4.2 ( 6 رأی)

پخش آنلاين

کد پخش آنلاين براي سايت يا وبلاگ شما:

لينک‌هاي دانلود

  • دانلود آهنگ علیرضا آذر و کسری احدیان - تاریک خانه

    MP3
    دانلود فايل

تبليغات

ارسال دیدگاه

© تمامی حقوق مطالب برای سایت موزیک بروز محفوظ است و کپی کردن مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و پیاده سازی: MusicBerooz.IR

بهترین موزیک ها در کانال تلگرام MusicBerooz@